![]() |
![]() |
|
| "امروز روز فضل اعظم و فیض اکبر است." "ای دوست در روزه ی قلب جز گل عشق مکار" |
|
مختصری از تاریخ دیانت بهایی همهء پيامبران و پيروان جانفشان آنان با فداكاري و تحمل انواع بلا و زندان و تبعيد و شكنجه و شهادت جامعهء انساني را كه در مرحلهء كودكي به سر ميبرد در مراحل اتحاد مادي و معنوي خانوادگي و قبيلهاي و شهري و كشوري يكي پس از ديگري پيش بردند تا براي ورود به مرحلهء بلوغ خود كه مرحلهء اتحاد جهاني و بينالمللي است آماده گردد. اين مرحله به قدري حساس و مهم است و به چنان قواي روحاني شديدي احتياج دارد كه مستلزم ظهور دو ديانت پي در پي بود كه در همهء متون مقدسهء اديان قبل چون يهودي و مسيحي و زرتشتي و اسلامي به اشاره يا به صراحت، تاريخ آنها ذكر گرديده و فاصلهء نزديك آن دو مورد تأكيد قرار گرفته است. بعضي از القاب و اصطلاحاتي كه اديان قبل براي دو موعود آخرالزمان به كار برده بودند براي ظهور اول عبارت است از ايليا، هوشيدر، يحيي، مهدي، يا قائم، و براي ظهور دوم عبارت است از ربالجنود، سيوشانس، شاه بهرام، كريشنا، ميترا، بوداي پنجم، مسيح، يا رجعت حسيني. نام اولين نفس مقدس از دو موعود كل اديان سيد علي محمد بود و در اول محرم سال 1235 هجري قمري (1819 ميلادي) در شهر شيراز متولد شدند. در 25 سالگي در سال 1260 هجري قمري (1844 ميلادي)، يعني همان سالي كه در كتب مقدسهء قبل به آن بشارت داده شده بود، در شهر شيراز اظهار امر تدريجي خود را، مانند همهء پيامبران، آغاز فرمودند. در مرحلهء اول خود را باب ناميدند. سپس در همان اوايل در شهر مكه و بعدها در مجلس علماي اسلام در حضور ناصرالدين ميرزا، وليعهد محمدشاه قاجار، در تبريز قائميت خود را اعلان، و در كتاب بيان فارسي كه در ماكو به وحي الهي از قلم ايشان نازل شده است رسالت و تعاليم مستقل خود را بيان فرمودند و اعلام نمودند كه منظورشان از بابيت، بابيت قائم موعود نبوده بلكه ظهور ايشان باب و مقدمهاي براي ظهور بعد از ايشان بوده است، يعني دومين موعود همهء اديان، حضرت بهاءالله، كه در سال نهم ظهور حضرت باب امر خود را اظهار فرمودند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 اسفند1387ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
پیشگویی قرآن درباره ی بشارتی جدید
فرستادگان الهی در هر دوره ای احتیاج به اثبات امر خود از روی کتب آسمانی قبل نداشته اند،زیرا خود صاحب کلام آسمانی بوده اند. مثلا در زمان حضرت مسیح و حضرت رسول مبنای ادعای آنها استدلال به متون کتب گذشته نبود.معذلک اشاره و ذکر استدلال به کتب قبل نیز بخشی از اعلان ظهور آنها محسوب میگردید.و از طرفی معنی ها و رموز کتب هم آنطور که آنها تعبیر و تشریح میفرمودند میزان حقیقت بود. "و لقد ءاتینک سبعا من المثانی و القران العظیم"(الحجر آیه 87) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 اسفند1387ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
خاتمیت و ظهور دیانتی جدید
با سلام به شما پویندگان حقیقت
قسمت اول که معارف الهی و احکام و تعالیم روحانی است از اول و تا ابدالدهر قابل نسخ و تغییرو تبدیل نبوده و نیست و دعوی پیامبران که دین از این جعت قابل نسخ نیست کاملا صحیح است.اما قسم دوم که مربوط به احکام جسمانیست چون تغییر و تبدل لازم جسم میباشد لطف الهی چنین اقتضا دارد که بر موجود متغیر و متبدل احکام لا یتغیر حمل نفرموده و تکالیف بندگان را بر وفق اوضاع و احوال هر زمان معین و مقرر فرموده.بنابراین احکام جسمانی ادیان به مقتضای هر عهد و زمان توسط پیامبرین قابل نسخ و تغییرو تبدیل است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 اسفند1387ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
دلایلی در قرآن در رابطه با ظهور حضرت باب (حضرت اعلی) اول اینکه با وجودی که پیامبران خدا به وحی الهی به همه جزئیات و علائم و آثار و نشانه های پیامبر بعد واقف و مطلعند و می توانند همه آنها را جامع، کامل و دقیق تعیین کنند اما هرگز سنت آنها بر این نبوده که این چنین عمل کنند و در هیچ زمان و هیچ وقت اتفاق نیفتاده که این نشانه ها را به صورتی بیان کنند که جای هیچگونه شک و شبهه و ابهامی برای احدی نماند و زمینه ای برای بحث و گفتگو باقی نباشد .در هیچ دوره ای تاریخ به یاد ندارد که چنین پدیده ای به ظهور رسیده باشد و به صورت ظاهر ظاهر بشارات بر پیامبر تطبیق کرده،همه مردم را متفقا قانع نموده باشد. دلیل آن را هم میتوان بر اساس اشاراتی که در همان کتب آسمانی وارد گشته اینگونه بیان نمود که تطبیق بشارات و علائم و نشانه های از پیش تعیین شده بر مدعی ظهور و کشف حقیقت خود توانایی و شایستگی خاصی را می طلبد که عمدتا مبتنی بر انصاف،سعه صدر و معرفت تام از دین و شناخت هدف و انگیزه پیامبران است که این مورد خود امتحانی سخت برای منتظران ظهور است تا افراد صالح و شایسته از دین داران اسمی و ظاهری و تقلیدی ممتاز و معلوم گردد تا در آستانه شروع تحول جدید و تجدید دین که نیاز به وجود افراد صالح و فداکار است این افراد به عنوان الگویی برای سایر مردمان جلوه کنند. برگرفته از سایت ساغر بنابراین می توان گفت تشخیص تطبیق بشارات کتب آسمانی برموعود کاملا میسر است اما برای افراد واجد الشرایط یعنی با شرط انصاف و روحیه تحقیق و اهتمام به کشف حقیقت و شایستگی تشخیص حق از باطل ،که در این صورت این بشارات باعث هدایت طالبان به حق و حقیقت و مقصود خواهد گردید. مطلب دوم اینکه ارزش روایات و احادیث حتی نقل اقوال در موضوع بشارات با موضوعاتی مانند فقه و احکام و مسائل تاریخی فرق دارد.در مورد موضوعات نوع دوم باید تنها و تنها به منابع موثق و قابل قبول پرداخت و اعتمادی به احادیث و روایات ضعیف و اقوال افراد نیست اما در مورد بشارات علاوه بر اقوال صحیح و موثق در بعضی موارد هم احادیث و روایات هرچند ضعیف باشد و همچنین اقوال بزرگان به عنوان مستندی قابل اعتنا و قابل قبول تلقی می شود . دلیل این تفکیک این است که در مباحث تاریخی و فقهی آنچه مورد توجه و مد نظر است موضوع روایت و حدیث است لذا باید معتبر باشد اما در بشارات نظر منحصرا در موضوع نیست بلکه بعضی اوقات کلیت بشارات مد نظر می باشد در این صورت اخبار و روایات هرچند هم ضعیف باشد در اثبات دعوی می تواند مفید باشد.مثلا اگر راوایاتی ضعیف واقعه ای را در زمان ظهور در شهری مانند خراسان بشارت دهد و روایات دیگر موضوع دیگری را در اصفهان و احادیث دیگر در آذربایجان و به همین طریق در رابطه با اکثر شهرهای ایران روایات بسیار نقل شده باشد و همگی مشترکا موضوعی از ظهور قائم را در آنها منظور نموده باشند ، حال اگر نخواسته باشیم این موضوعات و وقایع خاص این شهرها را استناد کنیم و موضوعات حدیث را ثابت نماییم و فقط نظر بر این باشد که اثبات نماییم به طورکلی ظهر از ایران است، این روایات قابل استناد و مثمر ثمر است زیرا بر اساس علم آمار و احتمالات عقلا صحیح نمی باشد که روایات زیادی تصادفا باهم موافق آیند بنابراین کثرت این اخبار که همه وجه مشترک دارند به آنها حالت تواتر می دهد و کلیت موضوع به خاطر کثرت این روایات اثبات می شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 اسفند1387ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
دلایل قرآن در استمرار ظهور پیامبر اگر با نظر دقیق به مندرجات قرآن شریف توجه نمائیم و افکار خود را بر معنای باطنی آن معطوف سازیم ملاحظه خواهیم کرد که برخی از آیات آن بتلویح و برخی دیگر بتصریح ظهور پیامبرانی را بعد از شارع اسلام بشارت داده و بعثت و قیام مظاهر مقدسی را در هر عهد و زمان لازم و ضروری دانسته است اگر چه بشارات مزبور بسیار ولی چون بنای این مقال بر اختصار است لذا شمه ای از آن دلائل را خاطر نشان می سازیم. دلیل اول : و اشرقت الارض بنور ربها قرآن کریم در خلال آیات خود قیامتی را بشارت داده است که در زمان وقوع آن بسیط زمین از نفحه آسمانی حیات جدید روحانی یافته و از تعالیم الهی روشن و تابناک خواهد گردید در آن روز قانون جدید و کتاب جدید تدوین و میزان تازه و نوین وضع خواهد شد چنانچه می فرماید "و الارض جمیعا قبضته یوم القیمه و السموات مطویات بیمینه سبحانه و تعالی عما یشرکون و نفخ فی الصور فصعق من السموات و من فی الارض الا من شاءالله ثم نفخ فیه اخری فاذاهم قیام ینظرون و اشرقت الارض بنور ربها و وضع الکتاب و جیئی بالنبیین و الشهدا"(1) اگر چه آیه مزبور صراحتا ظهور مظاهر آینده را بشارت داده و مردم را بظهوری که بعد از شریعت اسلام و بقیامتی که بعد از قیامت قران بوقوع خواهد پیوست اخبار می فرماید ولی چون برخی از محققین آیه مزبور را حمل بر قیام ارواح و معاد مینمایند لذا لازم است تذکر داده شود مقصود از قیامت که قرآن کریم در این آیه بدان اشاره میکند فنای جهان و پایان حیات انسان که معاد گفته می شود نمیباشد.بلکه مراد ظهور پیامبری است که باید با ظهور خود جهان را آباد و نوع انسان را از قید جنگ و تعصبات آزاد سازد چه واضح است در این بیان مبارک مراد از کلمه "نفخ فی الصور" (2) نفخه است که بتوسط مظهر آینده در کالبد مرده و بیجان عالم دمیده شده و آنرا احیا خواهد کرد و آیه "فصعق من السموات و من فی الارض الا من شاءالله" معلوم است که کلمه انصعاق با مرگ و موت بکلی فرق دارد یعنی در آن ظهور عده کثیری از مردم گرفتار انصعاق روحی و انجماد فکری خواهد شد چه که اولا انصعاق بمعنای بی هوشی بوده و با مرگ که تحلیل جسم می باشد فرق دارد ثانیا قران کریم با بیان "الا من شاءالله" روشن میکند که این بیهوشی و انصعاق شامل همه افراد انسانی نبوده بلکه آنانیکه مورد عنایت الهی باشند گرفتار این انحراف روحی و انصعاق و بیهوشی نخواهند گردید و در روزیکه مظهر الهی مبعوث گردد آنان بعرفان او فائز خواهند گشت. و مقصود از کلمه "و اشرقت الارض بنور ربها"که قرآن بدان وعده میدهد خورشید ظاهری نبوده بلکه تجلی و اشراق نور عدالت و صلح است که باید در ظهور آینده زمین را روشن و منور ساخته و جهان را از تاریکی جهل و ترس و ظلم نجات بخشد چنانچه در هر دوری از ادوار تاریخ که مظاهر مقدسه از عالم غیب قدم بیرون نهادند بسیط زمین از نور تعالیم الهی روشن گردید و آیه "و اشرقت الارض بنور ربها" (3) مصداق یافت چه که مقصود از نور رب نفثات روح قدسی و شریعت آسمانی است که در هر عهد و زمان از افقی تجلی فرموده و عالم انسانی را بنور عدالت و محبت و تقوی و فضیلت روشن می سازد و قلوب تاریک و مظلم افراد بشری را بنور ایمان و اطمینان روشنی میبخشد و بهمین علت است که در آیات شریفه قرآن تعالیم الهی که توسط مظاهر مقدسه نازل میگردد و موجبات احیای نفوس انسانی را فراهم میسازد بنور تشبیه شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 اسفند1387ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
سلام به دوستان عزیز که این مطالب را مطالعه می کنند و برای من پیام می گذارند و مرا از نظرات خوبشان با خبر می سازند.
پیامی برای شما دوستان داشتم که حتماً پست در معنای اسلام را بخوانید و برایم نظر بگذارید. متشکرم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 1:39 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی
یکی از سؤالاتی که بعضی از دوستان غیربهائی از بهائیان می پرسند آن است که ما که متدین به دین دیگری هستیم چه لزومی دارد دین بهائی را بپذیریم؟ به عبارت دیگر، چه چیز در دین بهائی هست که در دین ما نیست؟ یا این همه دین در دنیا هست؛ چه نیازی بود که خدا دین دیگری بفرستد؟
شاید بتوان به این سؤال پاسخهای فراوانی داد: تفاوتهای دین بهائی را با ادیان موجود نام برد؛ از انحطاط ادیان به مرور زمان سخن گفت؛ دربارهء لزوم تطابق دین با شرایط و مقتضیات زمان و مکان حرف زد؛ دربارهء لزوم استمرار ظهورات الهی و سیر تکاملی ادیان صحبت کرد؛ و بسیاری پاسخهای دیگر که به این سؤال داده شده و در کتابها و سایتهای مختلف اینترنتی موجود است. اما من مایلم از جنبهء دیگری به این موضوع نگاه کنم و در پاسخ به عزیزانی که این سؤال را می پرسند عرض کنم که به فرمودهء حضرت عبدالبهاء ما به ایرانیان نمی گوییم بهائی شوند بلکه می گوییم تعالیم بهاءالله را انجام دهند. حضرت بهاءالله خود دربارهء هدف از ظهور جدید می فرمایند: "حق جل جلاله از برای ظهور جواهر معانی از معدن انسانی آمده. الیوم دین الله و مذهب الله آنکه مذاهب مختلفه و سبل متعدده را سبب و علت بغضا ننمایند. این اصول و قوانین و راههای محکم متین از مطلع واحد ظاهر و از مشرق واحد مشرق و این اختلافات نظر به مصالح وقت و زمان و قرون و اعصار بوده. ای اهل بهاء، کمر همت را محکم نمایید که شاید جدال و نزاع مذهبی از بین اهل عالم مرتفع شود و محو گردد حباً لله و لعباده." پس دیانت بهائی با اعلان اصل وحدت اساس ادیان، هدف خود را از بین بردن کینه ها و نزاعهای مذهبی و برقراری وحدت عالم انسانی قرار داده است. به همین دلیل است که حضرت عبدالبهاء می فرمایند بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی، یعنی اگر کسی تعالیم بهائی را عمل کند، چه حضرت بهاءالله را پیامبر الهی بداند، چه یک متفکر و مربی و غیره، بهائی است و اگر حضرت بهاءالله را پیامبر الهی بداند و به تعالیم ایشان عمل نکند بهائی نیست. اصولاً معنای دین از نظر بهائی با آنچه اغلب مردم می پندارد بسیار متفاوت است. حتی در جامعه شناسی هم معمولاً دو چیز را در ادیان دارای اهمیت می دانند، یکی اعتقادات مربوط به مبدأ و معاد که زندگی در دنیا را تحمل پذیر می سازد و دیگری شعائر و مناسک که باعث وحدت پیروان یک دین می گردد. اما حضرت عبدالبهاء می فرمایند که دین هیچیک از این دو نیست، بلکه تعالیم است. "ديانت عبارت از عقايد و رسوم نيست ديانت عبارت از تعاليم الهی است که محيی عالم انسانی است و سبب تربيت افکار عالی و تحسين اخلاق و ترويج مبادی عزّت ابديّهء عالم انسانی است" مکاتیب 3، ص 376 بنابراین اگر کسی تحری حقیقت می کند و بدون تعصبات و پیشداوریها، بدون تقلید از دیگران مانند علمای دینی و والدین و غیره، در مسائل گوناگون می اندیشد؛ اگر زن و مرد را مساوی می داند و حقوق هر دو را یکسان رعایت می کند؛ اگر تعصب دینی ندارد و با اهل همهء ادیان با روح و ریحان معاشرت می نماید؛ اگر تعصب وطنی ندارد و عالم را یک وطن می داند؛ اگر دشمنان را دوست می شمرد و بدی را با خوبی پاسخ می دهد؛ اگر فکر جنگ را با فکر قویتر صلح و فکر نفرت را با فکر قویتر عشق مقابله می کند؛ اگر به احدی اعتراض نمی کند؛ اگر دروغ نمی گوید و تقیه نمی کند و ریا کار نیست؛ اگر به جای اینکه به خود مشغول باشد در فکر اصلاح عالم و تهذیب امم است و به خدمت جمیع من علی الارض قیام می کند؛ ... دیگر مهم نیست چه اعتقاداتی دارد یا چه شعائری به جا می آورد. او انسان واقعی است؛ او بهائی حقیقی است ولو نام بهاءالله را نشنیده باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
در معنای اسلام
برخی از مسلمین را اعتقاد چنان است که دیانت اسلام (دیانت حضرت محمد (ص)) آخرین دیانت الهی و مکتب تکاملی می باشد و تشریع شرایع برای همیشه مقطوع گردیده است، که برای این ادعا استناد به برخی از آیات قرآن شریف می نمایند: إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ (آل عمران، 19)، یعنی همانا دین پسندیده نزد خدا آئین اسلام است؛ همچنین: وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ( آل عمران، 85)، یعنی و هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران است. اسلام از ریشه سَلمَ و به معنای تسلیم محض در برابر امر و اراده الهی می باشد، و مطالعه کلام الله مجید نشانگر آنست که، در قرآن شریف، اسلام به دو صورت خاص و عام آمده است. در معنای خاص اسلام نام دینی است که، حضرت محمد (ص) به عنوان پیامبر و شارع آن دین می باشد. اما در معنای عام، اسلام به مفهوم جامع و وسیعی بیان شده و به پیروان و انبیای گذشته نیز اطلاق گردیده؛ و در کل، اسلام حقیقت همه ادیان می باشد و " دین همه انبیاء قبل و بعد و دین همه مومنان از ابتدا تا انتهاست"[ii]. کوتاه سخن آنکه، اسلام یعنی سر تسلیم فرود آوردن در برابر امر خداوند ( دین الهی)، که همواره در هر عهد و زمان با ظهور هر پیامبر جدیدی تجدید می شود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 1:33 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
پیامبر شیراز
سکوت مرگبار آن شب را صداي پاي سربازان و تفنگچي هايي مي شكست كه در محوطه خاكي سربازخانه تبريز قدم مي زدند و نگران و شرمسار كسي بودند كه او را بي آنکه جرمی مرتکب شده باشد در اتاقي كوچك به همراه چهار نفر ديگر زنداني كرده بودند. هر از چندگاهي صداي چرخ گاري يا درشكه اي نيز بلند مي شد و به نظر مي رسيد كه از جانب حكومت وقت يا علما كسي براي اطمينان از رها نکردن زنداني ها براي سر كشي به سربازخانه آمده است. در تاريکي شب و درون اتاق بي آنكه براي زنداني ها شمعي يا فانوسي روشن كرده باشند، چهار نفر با چشماني مشتاق به تنها شمع حقيقي و زنده اي چشم دوخته بودند كه رو به روي آنها نشسته بود. قطرات عرق كه بر اثر جذبه الهي بر پيشاني او نشسته بود، مانند قطره هاي شمع روي خاک كف اتاق فرو مي افتاد و فضاي كوچك اتاق را نمناك مي كرد. شمع شيراز زير لب چيزي مي گفت و گاهي به شاگرد خود محمد علي که به ديوار گلي اتاق تکيه داده و نشسته بود، نگاه مي کرد. فهميدن کلمه هايي که زمزمه مي کرد، دشوار بود. بايد به حرکت هاي آرام لب هاي خشک و ترك خورده او بسيار دقت مي شد تا دريافت که با خود چه چيزي را زير لب زمزمه مي کند. به نظر مي رسيد کلماتي مانند ذکر بر زبانش جاري است. شايد اين کلمات بودند که بر زبان او جاري شده بودند: سبّوحٌ قدّوسٌ رَبّنا و ربّ الملائکةِ و الرّوح، سبّوحٌ قدّوسٌ رَبّنا و ربّ الملائکةِ و الرّوح، سبّوحٌ قدّوسٌ ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 1:30 قبل از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
" قل یا قوم ان تکفروا بهذه الآیات فبأی حجة آمنتم بالله من قبل،
مضمون بیان مبارک: بگو ای قوم، اگر به این آیات کافر شوید، پس بکدامین حجت در گذشته به خداوند ایمان آوردید؟ " (لوح احمد از آثار حضرت بهاءالله) نزول وحی و آیات الهی به شهادت کلام الله مجید، اگر شخصی به دروغ ادعای وحی و نزول آیات از جانب خداوند کند، شخصی ستمکار است:" وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْء، یعنی و کیست ستمکار تر از آن که بر خدا دروغی بندد و یا وحی به او نرسیده گوید: به من وحی می رسد (انعام، 93)"؛ و وعده الهی در این خصوص صریح و قاطع میباشد که شخص کاذب را امان نمی دهد. آیه 43-46 سوره حاقه خطاب به حضرت رسول، حجت را در مورد فرد مفتری تمام میکند: " تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (43) وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ (44) لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ (45) ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ، یعنی این قرآن تنزیل خدای عالمیان است. و اگر محمد (ص) از دروغ به ما برخی سخنان را می بست محققا ما او را (به قهر و انتقام) از دست راستش (قدرتش) میگرفتیم و رگ گردنش را قطع میکردیم و شما هیچ یک بر دفاع از او قادر نبودید". همچنین، در آیه 21 سوره انعام میفرماید: " وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ، یعنی چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته، و يا آيات او را تكذيب كرده است؟! مسلماً ظالمان، رستگار نخواهند شد!". به استناد قرآن شریف، ادعای وحی و نزول آیات بی اذن خداوند امری محال میباشد، چنانچه در آیه 38 سوره رعد آمده است: ومَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ( و هیچ پیغمبری را نرسد که بی اذن خدا آیتی آورد). همچنین، همانطور که خداوند راجع به حضرت رسول (ص) در آیه 3-4 سوره نجم شهادت می دهد: وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (و هرگز به هوای نفس سخن نمیگوید. سخن او هیچ غیر وحی خدا نیست)، در آثار دیانت بهائی، دقیقا، آیات فوق در مورد حضرت بهاءالله نیز نازل شده است: تالله ان البهاء ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی. حضرت بهاءالله مکرراً آیات الهی نازله بر ایشان را وحی الهی خوانده و اظهار داشته اند که کلامشان از جانب خداست، چنانچه در لوح مبارک سلطان ایران میفرمایند: " آنچه میگویم از خداست از من نیست... خداوند جمیع علوم الهیه را بمن آموخت و مرا به اراده خود به قیام و ندا و دعوت مامور فرمود". در جایی دیگر از آثار مقدسه دیانت بهائی میخوانیم: یا قوم ما انطق عن الهوی بل بما یعلمنی شدید القوی من جبروت الله العلی الاعلی...اتعجبون بان جائکم غلام الله علی هیکل بشر مثلکم و یلقیکم من آیات ربکم و یعلمکم سبل العلم و العرفان لیقربکم الی جمال الله المشعشع المقدس المنیر...(مضمون فارسی: ای مردمان، از هوای نفس سخن نگویم. به آنچه از ملکوت خدا آمده ناطقم...از اینکه بنده یزدان به هیکل انسان بین شما آمده متعجب اید؟ کسی که آیات الهی را بر شما می خواند و راه علم و عرفان به شما می آموزد تا به خالق بی مثال تقرب جوئید...)[i]. و در مقام دیگر میفرمایند: قد جئت عن منبع العظمة و الجلال و مخزن الرفعة و الاجلال بآیات التی ما ظهرت حرف منها فی الملک و هذااللوح برهانی بینکم و لکم و علیکم ان انتم تعقلون (مضمون فارسی: من از منبع عظمت و جلال و مخزن رفعت و اجلال آمده ام، با آیاتی که چشم عالم شبهش را ندیده. این لوح برهان من است اگر تعقل کنید)[ii]. حضرت بهاءالله، زمانیکه به جرم تجدید دین الهی، از ادرنه به عکا در مملکت عثمانی، تبعید و محبوس شدند، در لوح سلطان ایران، ناصرالدین شاه میفرمایند: اذا قیل بای جرم حبسوا قالوا انهم ارادوا ان یجددوا الدین. لو کان القدیم هو المختار عندکم. لم ترکتم ما شرع فی التورات و الانجیل؟ بینوا یا قوم لعمری لیس لکم الیوم محیص. ان کان هذا جرمی قد سبقنی فی ذلک محمد رسول الله و من قبله الروح و من قبله الکلیم. و ان کان ذنبی اعلاء کلمة الله و اظهار امره فانا اول المذنبین، لا ابدل هذا الدنب بملکوت ملک السموات والارضین...کلما ازداد البلاء زاد البهاء فی حب الله و امره بحیث ما منعنی ما ورد علی من جنود الغافلین. لو یستروننی فی اطباق التراب یجدوننی راکبا علی السحاب و داعیا الی الله المقتدر القدیر. انی فدیت بنفسی فی سبیل الله و اشتاق البلایا فی حبه و رضائه یشهد بذلک ما انا فیه من البلایاء التی ما حملها احد من العالمین (مضمون فارسی: وقتی گفته شد ایشان به چه جرمی محبوس شدند، گفتند چون ایشان خواستند دین را تجدید کنند. اگر خداوند قدیم نزد شما صاحب اختيار است پس چرا ترك كرديد آنچه را كه در تورات و انجيل حكم شده؟ تبيين كنيد اي قوم. قسم به جانم امروز براي شما گريزگاهي نيست. اگر جرم من اين است، محمد رسول الله و قبل از او حضرت مسیح و قبل از او كليم در آن بر من سبقت گرفته اند . و اگر گناه من اِعلاء كلمه خدا و اظهار امر اوست در اين صورت من اول گناهكارانم، اين گناه را به ملكوت ملك آسمانها و زمينها تبديل نمي كنم ... هر چه بلا زياد شود حبّ و عشق بهاء به خدا و امر او زياد مي شود، به طوري كه منع نمي كند مرا آنچه ازجنود غافلان بر من وارد شد. اگردر اَطباق زمين پنهانم سازند سوار بر ابرم بيابند، درحالي كه به سوي خداي مقتدر قدير دعوت مي كنم. همانا من خود را درراه خدا فدا نمودم و در حبّ و رضاي او مشتاق بلايا هستم. شهادت مي دهد به اين، بلايايي كه من در آن قرار دارم كه احدي از عالميان چنين بلايايي را حمل نكردند). و در جایی دیگر از همین لوح میفرمایند: "... لیس هذا من عندی بل من لدن عزیز علیم... هل یقدر احد ان یتکلم من تلقا نفسه بما یعترض به علیه العباد من کل وضیع و شریف..." (مضمون فارسی: این کلمات از من نیست بلکه از خداوند عزیز است. و کسی را توانائی آن نیست که از طرف خود به کلماتی ناطق شود که همه مردمان بر او اعتراض نمایند). و در مقامی دیگر اینچنین با خداوند یگانه و معبود خویش مناجات میفرمایند: " فیا الهی و سیدی و محبوبی! انت تعلم بانی ما قصرت فی تبلیغ امرک و اظهرت لعبادک اعظم ما عندهم امرا من عندک" (مضمون فارسی: پس ای خدای من و سید من و محبوب من! تو میدانی که من کوتاهی نکردم در ابلاغ امر تو. و ظاهر کردم آیات ربانیه را برای عباد تو بیشتر از آنچه نزد ایشان است)[iii]. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 7:19 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
برطرف کردن فقر و ثروت فاحش يکى از اصول اساسى ديانت بهائى است(١) وجود يک چنين عدم تعادلی در توزيع منابع مادّى در واقع نهبسود گروههائى است که مستقيماً درمعرض آن هستند و نهکلاً به نفع جامعه. در اجراى اين اصل حدّ اقلّ بهسه نکتهٴ مهمّ بايد توجّه نمود. اوّل آنکه اين اصل بايد درسطحى جهانى اجرا گردد. در واقع يکى از مقاصد اصلی جامعهٴ بهائى ترويج وحدت عالم انسانى است. نکته دوّم آنست که اين تعليم با اصل اقتصادى ديگرى که اصل مکافات ومجازات است (٢) و در همهٴ اديان بزرگ برآن تأکيد شده ارتباط نزديک دارد. اين اصل ابتکار فردى را ترويج مينمايد و در نتيجه به افزايش ثروت کلّى جامعه کمک ميکند. در نهايت اين اصل را در ارتباط با ديدگاه ديانت بهائى درمورد هدف از حيات انسان (٣) که عبارت از رشد و تکامل استعدادهاى فردى بخصوص استعدادهاى روحانى و کسب فضائل اخلاقى و پايهريزى تمدّنى پيشرفتهميباشدبايدشناخت. تعاليم ديانت بهائى در اين موردراميتوان در چهارچوب فرد، تجارتوادارهامورجامعهخلاصه نمود.
در سطح فردى، تعاليم بهائى هم اتّکاء بهنفس و هم توجّه بحال ديگران را توصيه ميکند. همچنين يک دستور اخلاقى قوى ومؤکّد در مورد کار کردن هست که اگر درجهت خدمت به ديگران باشد بالاترين نوع عبادت محسوب ميشود. (٤) همهٴ افرادجامعه بايد به حرفهٴ مفيدى مشغول باشند(٥) و تکدّى(٦) و قمار(٧) منع شده است. اين تعاليم با تأکيد زيادى که برآموزش و پرورش و فراگيرى علم و هنر گذاشته شده است تقويت ميگردد. دو دستور ديگر ديانت بهائى يعنى تعاليم مربوط بهخانواده (٩) و تساوى حقوق زن و مرد(١٠) در همين جهت ميباشند. اگر در مورد تعليم و تربيت پسر يا دختر مجبور بانتخاب باشيم در آنصورت تربيت دختران بر پسران مقدّم شمرده شده است(١١) چه که دختران مادران آينده خواهند بود. اثر اين تعاليم در بر طرف نمودن فقر وقتى روشن ميگردد که ملاحظه ميشود فقر در کشورهاى غربى غالباً در خانوادههائىکه تحت ادارهٴ يکى از والدين بخصوص مادران قرار دارند ديده ميشود و يا اينکه در بسيارى از جوامع روستائى نقش اقتصادى زنان مساوى و يا حتّىٰ در بعضى موارد مهمّتر از مردان است. در مورد توزيع ثروت دو تعليم مهمّ و اساسى وجود دارد. اوّل لزوم تنظيم وصيّتنامه و احکام مربوط به ارث است (١٢) که توزيع گسترده ثروت را در درون خانواده وقتى که اموال بين نسلها منتقل ميگردد در بر دارد. در احکام مربوط بهارث حتّىٰ سهمى براى معلّم پيشبينى شده که ازديدگاه تعاليم بهائى داراى مقامى خاصّ در جامعه ميباشد(١٣). ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
حضرت بهاءاللّه ميفرمايد: "اصل آنچه را که برايت ذکر نموديم عدل و انصاف است." و فرموده است که وسيله اصلی برای تحوّل جامعه و نيّت صلح پايدار ايجاد عدل در جميع شئون حيات است و «مقصود از آن (عدل) ظهور اتّحاد است بين عباد.» آنچه سبب امتياز جامعه بهائی ميگردد آنست که بهائيان معتقدند که اتّحاد جهان عملی و ممکن است و در راه اين عقيده با اخلاص و رغبت جهد و کوشش مينمايند. بهائيان در سراسر جهان ميکوشند جامعههائی بر اساس همکاری و عدالت بسازند و در اين راه از پشتيبانی نظام تشکيلاتی که حضرت بهاءاللّه بنفسه تأسيس فرموده برخوردارند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
حضرت بهاءالله حضرت بـهاءالله در سال ۱۸۱۷ در خانـوادهاى از نجـباء و اشـراف ايران تـولّـد يافت خاندانش بسيار ثروتمند و صاحب ضياع و عقار بودند و نسب صحيحشان به پادشاهان ساسانی ميرسيد.
حضرت بـهاءالله از داشتن مقامى در دربار آنزمان استنکاف ورزيد و از همه ثروت و مزايائى که داشت چشم پوشيد، در عوض مشهور به سخاوت و مهربانى شد و محبوب هموطنانش گشت و چون حضرت بهاءالله حمايت خويش را از آئين حضرت باب اعلان فرمود طولى نکشيد که تمام مناصب و امتيازاتش را از دست داد و در طوفانـى که پـس از اعدام حضـرت باب در ايران برخاست از همه ثروت و مال دنيـا محروم و خود نيز دچار شکنجه و آزار و گرفتـار زندان شد.
سپس چند بار او را تبعيد نمودند. اوّلين تبعيدش به بغداد بود که در سال ۱۸۶۳ از همان شهر حضرت بـهاءالله خود را موعود بيان اعلان فرمود. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و باﻻخره به عکّا تبعيد نمودند. عکّا در اراضی مقدّسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان يک زندانى در سال ۱۸۶۸ وارد آن شهر گرديد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 7:11 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
حضرت باب در ۲۳ ماه می ۱۸۴۴ در ایران در شهر شیراز جوانی که ملقّب به باب بود اعلان کرد که پیغمبر الهی که همه جهان در انتظارش هستند ظاهر خواهد شد. لقب باب از این جهت است که اگر چه حضرت باب خود مظهر مستقلّ الهی بود اعلان فرمودند که مقصد اصلیش آنست که مردم را برای ظهور کلّی الهی بعد از خود آماده نمایند. حضرت باب پس از این اعلان بزودی دچار عذاب و ایذاء روحانیون مقتدر اسلامی گردید. دستگیر و مضروب شد و به زندان افتاد و بالاخره کمتر از شش سال بعد در ۹ جولای ۱۸۵۰ در میدان عمومی شهر تبریز شهید شد و ۲۰ هزار از پیروانش نیز طی کشتارهای متعدد در سراسر ایران به شهادت رسیدند و حال بنای باشكوهی با گنبد زرین در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا و محاط به گلزارهای زیبا بنام مقام اعلی ساخته شده است که جسد مطّهر حضرت باب را در آغوش گرفته است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
حضرت بهاالله شارع ديانت بهائي مي فرمايند:
" با یکدیگر در نهایت اتحاد باشید ابداً از یکدیگر مکدر نشوید. خلق را از برای خدا دوست بدارید نه برای خود. چون برای خدا دوست می دارید هیچ وقت مکدر نمی شوید. زیرا انسان کامل نیست لابد هر انسانی نقصی دارد اگر نظر به نفوس نمائید همیشه مکدر می شوید اما اگر نظر به خدا نمائید چون عالم حق عالم کمال است رحمت صرف است لذا برای او همه را دوست می دارید و به همه مهربانی می کنید." |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
بنده در درجه ي اول سايت اين ديانت را www.bahai.com را به شما معرفي مي كنم. اميدوارم كه بدون حب و بغض به تحري حقيقت پرداخته و حقيقت را پيدا نمائيد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
امر بهائی جدیدترین دیانت مستقل جهانی است. از آغاز دوره مجهولیت آن در ایران در نیمه قرن نوزدهم تا کنون تقریباً به تمام نقاط جهان منتشر شده و مؤسسات اداری خود را در پیش از دوست کشور مستقل و سرزمینهای مستقر کرده و مؤمنینی از همه فرهنگها، اجناس، جوامع و ادیان قبلی را در ظل خود پذیرفته است. این آئین جدید دیانتی است بکلی متمایز که بر اساس تعلیمات شارع مقدسش حضرت بهاءالله استقرار یافته. فرقه ای سری ، نهضتی بر اساس تجدد افکار و یا مذهب تازه ای منشعب از ادیان گذشته نیست و نیز نباید آن را یک مکتب فلسفی بشمار آورد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
به اعتقاد بهائی عالم انسانی دوران کودکی خودراپشت سرگذاشته ودر آستانهء ورود به مرحلهء جدیدی از تاریخ خویش است، وآن مرحلهء ایجاد یک تمدن جهانی باشکوه ورسیدن به دوران بلوغ جامعهءانسانی می باشد که در آن جنبههای مادی و معنوی زندگی انسان به تعادل و تکامل خواهد رسید. به همین دلیل خداوند مهربان که هرگز بشر را تنها نمیگذارد و همواره او را در مسیر ترقی و تکامل یاری میکند، با فرستادن دیانتی جدید در این مرحلهء تحول بنیادی نیز او را یاری نمود. دیانت بهائی برای کمک به ایجادتمدن جهانی ظاهرشده است وبه این منظورمی خواهد جلوهء جدیدی ازشخصیت ومقام انسان راآشکار فرماید تا درجامعهء جدید متشکل ازچنین انسان هائی، نظم نوینی راکه هرسه جنبهء روحانی-انسانی-جسمانی بشررابه شکلی متعادل وارگانیک داراست، بر جهان حاکم گرداند. حضرت بهاءالله میفرمایند: «این ظهور از برای اجرای حدودات ظاهره نیامده، چنانچه در بیان از قلم رحمن جاری، بلکه لِاَجْلِ ظهورات کمالیه در انفُس انسانیه و ارتقاء ارواحهم الی المقامات الباقیه و ما یصدقه عقولهم ظاهر و مُشرق شده تا آنکه کل فوق ملک و ملکوت مشی نمایند.» ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
مناجاتی از حضرت ولی امرالله: ای ربّ توانا تو شاهدی که در این لیله ی لیلا بر این عاشقان بینوا چه وارد گشته و در این سالیان دراز از حین مفارقت وجه صبيحت بچه سوز و گدازی اهل راز دمساز.ای مولای قدیر افتادگی و بیچارگی آوارگان کویت را مپسند و بشدید الْقوی این مشت ضعفا را تأیید کن.در انجمن این عالم عزیزانت را عزیز و مقتدر فرما و بتحقّق آمال این بال و پر شکستگان را سر افراز و مفتخر کن تا در این چند روزه ی حیات عزّت و رفعت آئینت را بدیده ی عنصری بنگریم و بقلبی شاد و روحی مستبشر به سوی تو پرواز کنیم.تو دانی که نام و نشانی بعد از تو نخواهیم و سرور و شادمانی و کامرانی در این عالم فانی دیگر آرزو ننمائیم.پس وعدت را وفا نما و جان و روان این خسته دلان را نشئه ئی تازه بخش. دیده ی انتظار را روشن کن و جرح قلوب کنیبه را التیام ده بسر منزل مقصود کاروان های مدنیّه ی عشقت را بزودی برسان و بساحت وصالت دردمندان هجرت را بکشان زیرا در این عالم ادنی جز ظَفَر و نصرت امرت را نخواهیم و در جوار رحمت کبری جز امید وصالت آمالی در دل نداشته و نداریم.توئی گواه توئی ملجاء و پناه توئی نصرت دهنده ی این جمع بی گناه. بنده ی آستانش شوقی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:52 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
هو مریما عیسی جان بلامکان عروج نمود قفس وجود از طیر محمود خالی ماند و بلبل قِدم به صحرام عدم رو نمود و عندلیب الهی بر سدره ی ربّانی بخروش آمد سُرادق عزّت بر درید و همای رفعت از شاخسار بهجت بر پرید افلاک های بلند بر خاک تیره نشست و نعره ها از دل پر درد بر خواست آب گوارا به خون تبدیل شد و صحن فردوس برین به خون آمیخته بلی تیر قضای الهی را سینه منیر دوستان لایق و کمند بلای نا متناهی را گردن عاشقان شائق.هر کجا خدنگی است بر صدر احباب وارد آید و هر جا غمی است بر دل اصحاب نازل گردد عاشقان را چشم تر باید و معشوقان را ناز و کرشمه شاید.جیب اگر صد ناله سُراید محبوب بر جفا بیفزاید اگر شربت وصال خواهی تن به زوال در ده و اگر خمر جمال طلبی در وادی حرمان پا نه.مریما حزن را بسرور بچش و غم را از جام فرح در کش اگر خواهی قدم در کوی طلب گذاری صابر باش و رخ را مخراش و آب از دیده مپاش و از بی صبران مباش.پیرآهن تسلیم پوش و از باده ی رضا بنوش و عالمی را بدرهمی بفروش دل بقضا در بند و بحکم قدر پیوند چشم عبرت بر گشاو از غیر دوست در پوش که عنقریب در محضر قدس حلقه زنیم و بحضرت اُنس رو آریم و از بر بط عراق نغمه ی حجازی بشنویم و با دوست ملحق شویم ناگفتنی بگوئیم و نا دیدنی ببینیم و نا شنیدنی بشنویم و بآهنگ نور هیکل روح را برقص آوریم و در حریم جان بزم خوشی بیارائیم و از ساقی جلال ساغر جمال بر گیریم و بیاد رخ ذولجلال خمر بی مثال در نوشیم چشم را از آب پاک کن و دل را از حزن بروب و قلب را از غم فارغ نما و بآهنگ ملیح بر خوان گر تیغ بارد در کوه آن ماه گردن نهادیم الحکم للّه. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
هو اللّه ای يزدان مهربان و بخـشـنـده و درخشنده ی زمين و آسمان ما جمعيم پريشان تو مستمنديم درويشان تو آوارگانيم بيچارگان و افتادگانيم آشفتگان افسردگانيم پژمردگان دردمنديم درمانی بخش رنجوريم دوائی عـنايــت کن افسرده ايم شعله ئی ده پژمرده ايم لمعه ئی بيفشان بيگانه ايم آشنا کن پروانه ايم پرسوخته ی شمع وفا فرما تشنه ايم و به خونِ دل آغشته چشمه ی خوشگوار برسان و از آب حيات بنوشان ولوله در شهر انداز و آشوبی در آفاق افکن تا دلها حيران تو گردد و جانها قربان تو. ع ع |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
اللّه ابهی ای متوجّه اِلی اللّه چشم از جميع ما سوی بر بند و به ملکوت ابهی بر گشا آنچه خواهی از او خواه و آنچه طلبی از او طلب به نظری صد هزار حاجات روا نمايد و به التفاتی صد هزار درد بی درمان دوا کند و به انعطافی زخم ها را مرهم نهد و به نگاهی دل ها را از قيد غم برهاند آنچه کند او کند ما چه توانيم کرد يفعل ما يَشاء و يَحکُمُ ما يُريد است پس سر تسليم نه و توکّل بر رَبِّ رحيم به و البهاء عليک . ع ع |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
هُوالابهی ای پروردگار به آنچه سزاوار است موفّق کن ای آمرزگار به آنچه لايقست مؤيّد فرما اين دست ها به دامن عفوت پيوسته و اين دلها به محبّتت مقيّد و بسته عنايت کن موهبت بخش . ع ع |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:50 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
هوالله خدايا تاريکی نزاع و جدال و قتال بين اديان و شعوب و اقوام افق حقيقت را پوشيده و پنهان نموده جهان محتاج نور هدايت است پس ای پروردگار عنايتی فرما که شمس حقيقت جهان را کران به کران روشن نمايد . عبد البهاء عبّاس |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
هُو الابهی ای خداوند مهربان عنايتی فرما و موهبتی بنما تا همّت اين بينوايان بلند گردد و بند ها بگسليم و از بيگانگان بيزار شويم و به تو دل بنديم و به تمامی در دام عشقت گرفتار شويم آتشی دردل بر فروزيم و حجبات ما سوی بسوزيم و چشم از مادون بدوزيم و به مشاهده جمال در ملکوت ابهايت باز کنيم . ع ع |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط فریبرز میرکی اردستانی |
|
|
جامعه بهائی عالم مرکب از تقریباً 7 میلیون نفرند که در ۱۸۹ کشور مستقّل و ۴۶ ناحیه تابعه زیست می کنند و کثرت تنوعش شامل مردمی در سراسر کره زمین از نژادها و مذاهب و فرهنگهای مختلف از جمله ۲۱۰۰ عدد از قبائل و عشائر عالم است.
در امر بهائی فرد روحانی وجود ندارد زیرا بشر به مرحلهای از بلوغ وارد شده است که هر کس می تواند خود در آثار الهی تفکر نماید و از راه دعا و مناجات و مشورت با دیگران تصمیم بگیرد. برای آنکه اکثر مردم از ظهور حضرت بهاءاللّه منتفع شوند آثار بهائی به ۸۰۰ زبان مختلف ترجمه شده است. در آئین بهائی، انتخاب دین آزاد می باشد و عقیده بر آن است که همه ی مردم در انتخاب دین خود مختارند و افراد باید پس از مطالعه ی کتب و آثار الهی ادیان دیگر و پس از تحری حقیقت، دین خود را انتخاب نمایند. حضرت بهاءالله به بهائیان عالم می آموزد که تعالیم آن حضرت امروزه به مثابه دارویی است برای دردهای امروزه ی عالم انسانی. ایشان می فرمایند: " رگ جهان در دست پزشک دانا است ، درد را می بيند و بدانائی درمان ميکند . هر روز را رازی است و هر سر را آوازی . درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر. امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده ميشود گيتی را دردهای بيکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته . مردمانيکه از باده خود بينی سر مست شده اند پزشک دانا را از او باز داشته اند . اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند . نه درد ميدانند نه درمان ميشناسند . راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند. "
![]()
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
تعالیم بهائی یکی اینست که دین حقیقی باید سبب ترویج اتّحاد و اتّفاق باشد و اتّحاد شرط ضروري حصول صلح جهانی است. حضرت بهاءاللّه می فرمایند «اصلاح و راحت حاصل نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق.» ازجمله موازینی که جامعه بهائی برای حصول اتّحاد عالم پیشنهاد می کند اینست که یک زبان بینالمللی بوجود آید، اقتصاد جهانی تعدیل و هماهنگ گردد، تعلیم و تربیت اجباری متداول شود، معیاری برای حقوق بشر معین گردد و سازمان مرکّب جهانی ارتباط و مخابرات بکار افتد.
چون بهائیان معتقدند که سازمان ملل متّحد بمنزله کوشش بزرگی در راه اتّحاد جهان محسوب می شود آن را به هر نحو که بتوانند حمایت می نمایند. از این روی "جامعه بینالمللی بهائی" با مقام مشاور در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متّحد Ecosoc و در سازمان صندوق کودکان ملل متّحد Unicef عضویت دارد. دفتر جامعه بینالمللی بهائی در نیویورک و در ژنو تأسیس گشته و بهائیان از بسیاری از نقاط جهان مرتّباً در کنفرانسها، کنگرهها و سمینارهای مربوط به حیات اجتماعی و اقتصادی کره زمین شرکت می کنند. چون بهائیان مردم دیگر را در بعضی از کشورها در پنجه ظلم گرفتار دیده اند توجهشان به تعالیم حضرت بهاءاللّه مربوط به حقوق بشر بیشتر جلب شده است. از این جهت جامعه بینالمللی بهائی در کنفرانسهای شور سازمانهای ملل متّحد درباره حقوق اقلّیت، مقام زن، تحریم جنایت، جلوگیری از مواد مخدره، رفاه کودک و خانواده، نهضتهای ضد تسلیحات با حدت و حرارتی تمام مشارکت می جویند.
![]() نماینده جامعه ی بهائی در سازمان ملل |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط نعیم فراهانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ تنها برای آشنایی شما با دیانت جهانی بهائی می باشد که از مبنع درست گرفته شده است.امیدوارم که بازدید کرده و من را از نظرات خوبتون محروم نفرمائید.
|
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ بهائی اخبار به روز دیانت بهائی کتابخانه ی بهائیان وبلاگ بهائیان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 |
| آرشیو موضوعی |
|
ادعیه دیانت بهائی عمومی خبرنامه تصاویر شعر مناجات |
| نویسندگان |
|
فریبرز میرکی اردستانی نعیم فراهانی |
|
RSS
|